كتاب «محمّد پيامبري كه از نو بايد شناخت»اثر گرانقدر دانشمند مسيحي « كونستان ويرژيل گيورگيو »
تهيه كننده : معروف آشنا
دانستني هايي از كودكي پيامبر أعظم
*يكی از علل توصيه قرآن نسبت به ايتام و مساكين يتيم ، رنجبر بودن پيامبر در كودكی است .
* ابوطالب به خاطر تنگدستی وعائله مندی به سختی می توانست امرار معاش كند به همين خاطر محمّد (ص) 8 ساله در حاليكه اطفال ديگر اوقات خود را با بازی پر می كردند ، مجبور شد در خا نه عمويش با چوپاني گله در گرماي تابستان عربستان برای تامين معاش خود كار كند .
*صحرا برای انديشه كردن و درخود فرو رفتن بهترين مكان است ، مذاهب بزرگ ازاين جهت از صحراهاي گرم به وجودآمدكه صاحبان اديان مجال زياد داشتند كه در آن صحاری وسيع درباره خداوند و راز خلقت وتكاليف سرنوشت بشر فكر كنند.
وسعت و سكوت صحراهای عربستان سبب توسعه فكر و تقويت انديشه می شود . درصحراهای گرم عربستان ومشرق نزديك هر كس كه دم از عقيده ای می زد بدان مؤمن بود واهل ريا نبودند وآن عقيده را برای امور دنيوی نمی خواستند .
قاعده كلّی اين است كه اطفال يتيم قبل از كودكان ديگر دارای رشد عقلی می شوند . پسر يتيم كه از هشت سالگی مجبور است كار كند ونان بخورد كه جز به خود به هيچ كس نبايد اتّكا داشته باشد احساس مسؤليّت محمد طوری بود كه ابوطالب تصميم گرفت در 12 سالگی او را باخود به تجارت ببرد در زندگی اعراب زندگی انفرادی مفهومي نداشت ، رئيس قبيله در قبيله ی خود يك پادشاه بود ولی غير از شتر تجمّل ديگري نداشت و شتر در زندگی قبايل دهگانه قريش و ساير قبايل عرب علاوه بر جنبه اقتصادی از علائم اصلي نجابت واصالت بود .
عرب باديه همانطور كه فكر می كرد حرف می زد و بين بيان وانديشه او تفاوت وجود نداشت .
*حضرت عبدالله دهمين پسر عبدالمطلّب آنچنان زيبا بودكه در روايت است وقتی با آمنه ازدواج كرد 200 دختر جوان وباكره قريش از اندوه مردند!
عبدالمطلّب يك حنيف بود يعنی خداوند واقعی و خالق آسمان و زمين را جستجو می كرد .
*حريم يعنی منطقه و كعبه مكانی بود به اصطلاح ما چون يك منطقه بی طرف و به همين جهت آنرا حرم
می خواندند و دو خصم خونين وقتی وارد حرم می شدند مجبور بودند موقّتاً خصومت را فراموش كنند.
در كعبه سيصد و شصت بت وجود داشت و هر طايفه در آنجا خدای خود را كه محوطه ای مشخص داشت
می پرستيد.
چون مكّه به دريای احمر نزديك بود سكنه ی آنجا جانوران دريايی از جمله كوسه را می شناختند ونام كوسه را بر خود می گذاشتند وقريش يعنی كوسه كوچك!
*ابرهه تصميم گرفت برای اينكه مركز تجارت بين المللی را از مكه به شهر صنعا (واقع در جنوب عربستان) منتقل كند يك كعبه امّا به شكل كليسا (چون خود عيسوی بود) بسازد.
*عرب نتوانست معماری و مجسمه سازی و نقاشی كند زيرا وسايل كار اين رشته ها را نداشتند امّا سخنوری در قالب شاعری ، يگانه گنجينه ملّی عرب بود ، شاعر در جاهای ديگر فقط يك اديب بود امّا در عربستان يك پزشك ، روحانی و يك دانشمند بود و برای جمع آوری علوم آنجا بايد اشعار آن شعرا را مطالعه كرد . عرب در هنگام تأثّر اشعار (زهير) ، به وقت وحشت اشعار (نابغه) در موقع خشم اشعار (اعشی) و در زمان حمله، اشعار (عنتره) را بر زبان می آورد و منتخب اشعار در بازار مكاره معلّق می شد .
دانستني هايي از جواني پيامبر أعظم
محمّد(ص) واجد تمام صفات يك عرب باديه بود منهای صفت های بد او !
محمّد قبل از بعثت با تشكيل سپاه كوچك حلف الفضول توانست در وضع حقوقی وجزائی قبايل عرب انقلابی به وجود آورده و راه را برای كاهش جنگهای قبيله ای هموار كرد.
چند دليل برای نبوغ استثنايی پيامبر قبل از بعثت :
1ـ پيمان حلف الفضول 2ـ نصب حجرالأ سود 3ـ تجارت های پرسود برای بازرگانان .
محمّد طوری كلمات را با تأنّی أدا می نمود كه می توانستند حروف كلمه هايی را كه بر زبان می آورد بشمارند به همين خاطر با نفوذ كلام آنچه می گفت در ذهن شنونده می نشست و فراموش نمی كرد.
ازدواج با خديجه
* در دوران جاهليّت حضرت خديجه به امّ هند (شاه زن ) مشهور بود.
پيامبر در دوران جاهليت به «امين» و خديجه به «طاهره» ملقّب بود ، خديجه قبل از رسالت 15 سال و بعد از آن 10 سال با پيامبر زندگي كرد .
خديجه ، مسيره را برای محافظت بيشتر مال التّجاره اش و شناخت بيشتر پيامبر به همراه كاروان پيامبر به شام
می فرستاد كه معجزه سايه ابر بر بالاي سر پيامبر و سوگند نخوردن ايشان در معا مله ، به خديجه گزارش داد.
خديجه پس از گماشتن ميسره به تفقّد از اخلاق و رفتار حضرت محمّد در سفرهاي تجاري شام به آن حضرت علاقمند شده و شخصي را نزد او فرستاد و به او گفت : « پسر عموي عزيزم ! به خاطر خويشاوندي با تو و امانتداري تو و راست گفتاري تو علاقمند به تو شده ام » .
* عبدالله بن عباس نقل كرده است كه پيغمبر (ص) چهار خط بر روی زمين كشيدند وفرمودند می دانيد اينها چه كسانی هستند؟ گفتند خدا وپيغمبرش بهتر می دانند ، فرمود :
نيكو ترين زنان جهان چهار نفرند : مريم دختر عمران ،آسيه دخترمزاحم ، خديجه دختر خويلد و فاطمه دختر من!
فاطمه در روز تعمير خانه كعبه (موقع نصب حجر الاسود) متولّد شد .
خديجه مربی دو مرد بزرگ است : حضرت علي بن ابیطالب و حضرت زيد بن حارث .
فقط خديجه و زينب بنت خزيمه در زمان حيات پيامبر از دنيا رفته اند .
* محمّد كه به خاطر ازدواج با خديجه ازتهيدستی رهائي يافت تا روزی كه زند ه بود می كو شيد به تهیدستان كمك كند .
مادران مؤمنان
پيامبر درباره امّ رمّان ، مادر حضرت عائشه و همسر حضرت ابوبكر صديق ( مادر زن پيامبر اسلام ) فرمود : اگر كسی می خواهد كه يكی از حوريان بهشت را مشاهده كند اين زن را ببيند !
يكی از فلسفه های ازدواج پيامبر با مادرمان عائشه اين بود كه كلاس تعليم و تربيت پيامبر به عنوان معلّمی كامل در آينده ، الگوی مردان و زنان مؤمن شود .
در سال عام الحزن كه كفّار در انتظار افول و شكست اسلام بودند براي ادامه استحكام آن ، پيمان خويشاوندي با حضرت ابوبكر را (به خاطر ازدواج با دخترش عائشه)برقرار نمود.
بعد از عائشه براي ايجاد مساوات در توجّه به شيخين با حفصه دختر حضرت عمر ازدواج فرمود و بخاطر همان حكمت دختران خويش را به عقد صهرين درآورد .
بعد از حفصه با زينب بنت خزيمه ازدواج نمود .
2110 حديث پيامبردر صحاح سته از زبان عائشه، 65 حديث از زبان رمله و 46حديث اززبان ميمونه نقل شده است.
امّ حبيبه (رمله) در سن 70 سا لگی ، امّ سلمه در سن 84 سالگي ، زينب دختر خزيمه در سن 30 سالگي،جويريه در سن 70 سالگي ، حضرت خديجه در سن 65 سالگی و حضرت عائشه در سن 68 سالگی وفات كرده اند .
مقوقس پادشاه قبطيان مصر پس از دريافت نامه پيامبر با احترام فراوان به آن ، ماريه و سيرين ، دوكنيز خود را به عنوان هديه براي پيامبر مي فرستد .
اوّلين فرزند پيامبر ، زينب وآخرين فرزندش ابراهيم بوده است .
زينب با ابوعاص (پسرخاله اش) ازدواج كرد وحضرت عثمان ابتدا با رقيّه و بعد از وفات او با خواهرش ، امّ كلثوم ازدواج كرد .
رقيّه و امّ كلثوم ابتدا با دو پسر ابولهب (عتبه و عتيبه) ازدواج كردند ، امّا به خاطر ظهور اسلام آنها را طلاق دادند.
اوّلين نوزادي كه از مسلمانان مهاجر بعد از هجرت به مدينه از مادر متولّد شد ، عبدالله پسر أسماء بنت ابوبكر صديق (رض) بود .
اوّلين شهيد صدر اسلام سميّه دختر خباب است .
امّ سليم به ابوطلحه كه به خواستگاريش آمده بود گفت : مهريه ي من مسلمان شدن تو باشد .
پيامبر واقعه ي تاريخي أسراء و معراج را در خانه أمّ هاني( فاخته) بنت ابوطالب عموزاده ي پيامبر تجربه كرد .
پيامبر خدا بخاطر نياز شديد اسلام به ابَرمرداني چون حضرت عمر براي تسليم شدن آن حضرت دعاكرده است :
«أللّهمَّ أعزِّ الإسلامَ بِأحَدِ العُمَرَين»
پيامبر فرمود : خداوند در ميان اهل آسمان مرا با جبرئيل و ميكائيل و در ميان اهل زمين مرا با ابوبكر و عمر ياري فرمود .
فرشته هاي الهي در آسمان به مسلمان شدن حضرت عمر بشارت دادند !
* يگانه تجمّل محمّد (ص) مثل عبادت تمام اعراب مصرف عطر بود ، تا قبل از دستگاه بنی اميه در زندگی پيامبر و خلفايش اثری ازتجمل ديده نمی شد .
عرب باديه چنان با خوی شترانش گرفته كه انسان نمی تواند بفهمد كه شكيبايی شتر بيشتر است يا او .
محمّد تا روزی كه حيات داشت فقط يك غذا می خورد و معتقد بود كه برای سير شدن يك طعام كافی است
(يا خرما يا نان ) و ديگری اسراف است.
بجز فاطمه ، دختران پيامبر دارای فرزند نشدند .
بعثت پيامبر عظيم ألشّأن اسلام
فقط كسی كه زبان عربی می داند حال و هوای شنيدن آيات خدا را درك می كند .
[ك. و. گيورگيو ( مؤلّف ) : ] من به مسلما ن هاتهنيت می گويم كه در مبدأ دين آن ها كسب معرفت اين قدر
با اهميت تلقی شده و يك عده از علمای مسلمان در گذشته به اتّكا ی همين سوره (علق) علم را از واجبات دين می دانستند .
پس از نزول اوّلين سوره (علق) سه سال پيامبر به انتظار ديدار دوباره و برای عبادت به غارحرا می رفت ، امّا وحی درآن مدّت متوقّف بود كه به آن دوره «فترت» مي گويند يكي از حكمت هاي آن ، كسب آمادگی برای مسؤليّت ها ی بعدی بود .
در دوره فترت ، محمّد يك نبی بود (دوره نبوت) و با نزول دوّمين سوره (والضُّحی) رسالت او شروع شد .
سوره والضُّحی پس از سه سال اندوه پيامبر از ترديد و قطع صدای دوست با آياتی شادی بخش نازل شد كه خداوند سوگند فرمود كه او را رها نكرده است .
در رسالت محمّد چيزهايی ديده می شود كه از نظر يك ناظر بی طرف خيلی جالب توجّه است ، رسالت محمّد ، فقط يك رسالت دينی نبود بلكه يك نهضت اجتماعی واقتصادی در سرزميني مثل عربستان در چهارده قرن قبل از اين با آن رسوم وشعائر واقعه ای فوق العاده بوده است.
در جهان هيچ دينی را نمی توان يافت كه با اين سرعت (غلبه بر سه امپراتوری در كمتر از نيم قرن )توسعه به هم رسانيده باشد واگر قوانين محمّد (ص) فقط مذهبی بود اسلام با آن سرعت وسعت نمی يافت .
ترديدی وجود ندارد كه يكی از هدفهای محمّد(ص) وحدت نوح بشر درجامعه اسلامی بوده و به همين جهت خداوند اساس دين او را بر ملّت ابراهيم گذاشت( كه نه يهودی بود نه مسيحی بلكه حنيف بود) تا اينكه ملل يهود و مسيحی نيز دين او را بپذيرند .
راه طبيعی وعقلائي نزول قرآن همان بود كه به تدريج نازل شود تا اعراب باديه رفته رفته با آن مأنوس شوند و يكباره گيج و سردرگم نشوند و ما هم در قرن بيستم ميلادی با يك حكومت تازه به مرور كنار می آييم چه برسد به چهارده قرن قبل ، آن هم بين اعراب باديه !
عا ئشه اولين كسی است كه با دين اسلام قدم به جهان گذاشت ، زيرا پدرش (ابوبكر) مسلمان بود .
جميله (همسر ابولهب وخواهر ابوسفيان ) شاعر و تحصيلكرده بود و با اينكه دو دختر پيامبر عروس او بودند در ردّ عقيده پدرشان پيامبر اشعار هجو می سرود .
هر روز كه محمّد پس از فشار وعذابهای دشمنان به خانه می آمد خديجه می پرسيد : يا محمّد آيا امروز خيلی رنج برده ای ؟ محمّد جواب می داد : وقتی انسان بداند كه برای چه هدف ومنظوری رنج می برد ديگر احساس درد نخواهد كرد .
*تكاليفی كه يك عرب باديه نسبت به ديگران داشت سه چيز بود كه در يك كلمه (مروّت ) خلاصه می شد :
1ـ مهمان نوازی طايفه 2ـ پناه دادن مظلوم 3ـ رعايت احترام قوانين
غلامان و سياه پوستان برای اوّلين بار شنيدند كه مصالح ساختمان آنان واشراف از طرف خداوند يك چيز (گِل) است وتفاوت رنگ بخاطر شناسايی همديگر است .
در عربستان سه چيز نشانِ بدبختی واقعی به شمار می آمد :
أجنبی بودن ودوم غلام بودن و سوم سياه بودن و بلال هر سه را داشت!
ابوبكر يعنی پدر دوشيزه باكِره ، كنيه عبدالله بن عثمان است .
مؤذن يعنی كسي كه چيزی را به گوش سايرين برساند .
*نسبت ها :
حارث فرزند خديجه (همسر پيامبر) در حال سجده در خانه خدا به شهادت رسيده و اوّلين مرد شهيد بود .
همانطور كه امروز كعبه بين تمام فِرَق اسلامی مركزيّت دارد .
در زمان جاهليّت هم بين تمام مذاهب گوناگون عربستان مركزيت داشت.
*يك اصل كلّی در تمام كشورها و در تمام ادوار ديده شده اين است كه عامّه مردم نسبت به تشريفات ظاهری مذهب بيشتر از عقيده باطنی افراد علاقمند هستند .
اَعراب برای كلام آنقدر اهميّت قائل بودند كه اگر كسی به زوجه خود می گفت كه پشت تو مانند پشت مادرم است آن زن برآن مرد حرام می گرديد.
عمر بن خطّاب هرگز ازمجازات يك مجرم صرف نظر نمی كرد ولی محال بود يك بی گناه را به مجازات برساند .
محمّد تا وقتی كه خديجه زنده بود زن نگرفت و مدت 25 سال نسبت به خديجه وفادار ماند.
روح وذوق يك اروپايی كه در قاره اروپا درياهای نيلوفری و رودهای بزرگ و جنگل های وسيع و چمن های سبز و گلستان های دلگشا را می بيند وصدای بلبل را می شنود نمی تواند به ارزش زن [در نزد عرب باديه]
پی برد!
تمام تشبيهات شاعرانه كه امروز شعرای تمام ملل اروپا در اشعار خود برای تجليل زن به كار می برند عاريتی است و از شعرای عرب گرفته شده وآنها بودند كه در آغاز تمام زيبائی ها را در وجود زن ديدند.
پس از اظهار اسلام دو حامی بزرگ پيامبر يعنی حضرت عمر و حضرت حمزه كفّار تصميم گرفتند كه مسلمين را با يك مانور ـ كه قرآن نام آنرا فتنه نهاده ـ (تحريم اقتصادی) از اسلام برگردانندكه اين كار يعنی مرگ و ناچاراٌ هجرت اول پيروان ، در صدركار پيامبر قرار گرفت .
تعداد مهاجران حبشه 109 نفربودند ، ابوبكر اولين نفر بود كه با صدای بلند و صوت دلنشين قرآن خواند زيرا آزاده ای ثروتمند و دارای حق جوار قبيله رفاعی بود .
(كلمان هوآرت) دانشمند عرب شناس معروف اروپايی می گويد طبيعت به عربِ باديه چهار چيز داده است : *
اوّل شتر دوم خيمه سوم شمشير چهارم شعر !
عرب صدای خود را با حركت يكنواخت شتر منطبق كرد و آهنگ معروف (حدی) يا آهنگ شتربانان عربستان بوجود آمد كه خود شتران هم به شنيدنش عادت كرده بودند.
آزار كفّار و هجرت اولّ
*ورقة بن نوفل در سال 610 ميلادی به پيامبر گفت : ای كاش در زمانی كه می خواهند تو را از قبيله طرد كنند من زنده باشم!
اين پيش بينی در سال 616 م با تصميم مشركان صورت واقعيت پيدا كرد! وصحيفه ای را با چند بند بر ديوار كعبه آويزان كردندو به سمت شعب ابی طالب روان شدند سرنوشت اكثر مردان با ابتكار كه برای رفُرم واصلاح جامعه خود ، چيزی تازه آوردند اين بود كه طرد شوند يا به زندان بيفتند يا به قتل برسند يا زنده در آتش بسوزند و... .
دوره سه ساله شعب ابی طالب (مانند دوره سه ساله فترت)مكتب تقويت اراده وكسب آمادگی مجدد برای مبارزات بعدی بود .
تاريخ نشان نمی دهد كه يك مرد جوان زنی را كه پانزده سال بزرگتر از اوست طوری دوست داشته باشد كه تا آخرين روز عمر فراموشش نكند ، خديجه(با آن سوابق تجاری وافتخاری خود ) در شعب ابی طالب در حالی وفات كرد كه پيامبر و مسلمانان كفن نداشتند و او را با روسری اش دفن كردند .
وقتی مسلمين از شعب مراجعت كردند بر اثر تحمل گرسنگی محمد هم ضعيف به نظر می رسيدند وچهره ای استخوانی داشتند وپوست آنها را آفتاب سياه كرده بود .
وقتی پيامبر خديجه و ابوطالب را از دست داد وپس از آن از مكه طرد شد وسفر طائف نتيجه ای در بر نداشت
در يك مناجات تاريخی چنان با خداوند اظهار عجز كرد كه برای تسلای خاطر نازنينش به ضيافت و لقای آسمانی حضرت دوست دعوت شد .
مسافرت آسمانی پيامبر در 27رجب دو مرحله داشت از مكّه تا بيت المقدّس (اسرا) و از آنجا به آسمان(معراج)
پيامبر در خانه أمّ هانی با براق (اسب بالدار) به مسجد الاقصی رفت و اثر پای ِخود را روی قبة الصخره (گنبد سنگی) باقی گذاشت همچنانكه ابراهيم اثر پای خود را در روی مقام ابراهيم باقی نهاد .
پيامبر در هر آسمانی پيامبری را ديدآسمان (1) آدم (2) عيسی (3) يوسف (4) ادريس (5) هارون (6) موسی (7)
پيامبر در سفر آسمانی خود تمام بر جستگان نوح بشر و صاحبان سيف و قلم را ديد.
[و بدين سان دوران پر مخاطره مكّه سپري شد و مقدّمات هجرت دوم به مدينه فراهم شد .]
به پايان آمـد اين دفتر حكايت همچنان باقي است

